پنجشنبه هفتم آذر 1387
ناصر
ناصر عزیز
می توان گفت خوشبختانه تقریباً همه ی نشریات کرمانشاه ؛ از روزنامه ها ، هفته نامه ها و ماهنامه ( یی که حالا دیگر نیستند ) گرفته تا گاهنامه ها حتا ، همیشه نگاهی کم یا بیش به شعرو ادب ایران ؛ خصوصاً به هنرمندان استان مان داشته اند و دارند . برخی ستونی ، نیم صفحه ای و اغلب ، صفحه ای به این مهم اختصاص داده اند . تعدادی دیگر فراتر رفته اند ، دو صفحه و یا حتا نشریه ای مانند ( آوای کرمانشاه ) جدا از صفحه ی ادبی دایمی اش ، دو کتاب جیبی ویژه ی داستان در کارنامه ی فرهنگی خود دارد ؛ که این ، بیانگر توجه ارباب جراید است به هنر و ادبیات ؛ یعنی موجب خوشبختی ، خوشحالی . تسکینی است برای شاهدان شهری که اگرچه در گوشه هایی از آن ، فقر شدیدِ اقتصادی و فرهنگی جان به لب می رساند ؛ اما با همه ی محرومیت هایش ، همچنان از لحاظ پرورش نخبه گان ، در همه ی زمینه های فرهنگی، هنری و ورزشی حرف اول را می زند درسطح کشور .
راستی که کرمانشاه ، استان کرمانشاه منظورم است ، چقدر ورزشکار برجسته دارد ؛ چقدر خطاط ، نقاش ، حکاک ، نوازنده ، خواننده ، شاعر ، ادیب ، آهنگساز ، نقاد ، محقق ، مفسر ، اهل ِ دانش ووو . با این همه عطر و رنگ ؛ این شهر حیف نیست ؟
خوشبختانه نشریات کرمانشاه بسته به امکانات شان ، بنا به وسع مالی و فکری شان در پرورش استعدادهای تازه و معرفی چهره های شاخص ، نقشی موثر ایفا می کنند ؛ چون ضرورت توجه به هنر و ادب را دریافته اند . چون می دانند برای ساخت و ساز و بهینه سازی نه فقط این شهر ، که در هر نقطه از جهان ، آنچه بنیادی است ، آنچه هویت می بخشد و ماندگار می ماند، همین فرهنگ و ادبی است که به صورت کتاب و مجله و روزنامه ارایه می شود و شوربختانه امروزه در سبد خرید نیازمندی های زندگی بیشتر مردم ، اصلاً جایی ندارد . البته همین جا باید متذکر بشوم نقش اقتصاد را نباید نادیده گرفت که در فقر، بندرت استعدادی مجال شکوفایی می یابد .
اما در توجه و پرداختن به هنر و ادب ، کارنامه ی روزنامه ی ( بیستون ) بی اغراق ، درخشش چشم گیرتری دارد . تو ، جدا از صفحه ی ادبی دایمی ات که همیشه تلاش کرده ای مطالب اش نه برگرفته از اینترنت و مستعمل و غیره ، که تازه باشد و غنی ؛ جدا از ضمیمه ی( الف ) ات ، که بسیاری از نشریات دیگر نیز ضمیمه داشته اند و دارند ، شیش جلد دفتر ( گل صد برگ) ارایه داده ای . دفترهایی که نه فقط در دل استان درخشیده ، معرفی نامه های معتبری بوده اند برای شناسایی شعر و شاعران این دیار به سراسر سرزمین عزیزمان ، خصوصاً به بزرگان عرصه های متنوع هنر در هر گوشه از ایران .
تو ، با کوشش های خستگی ناپذیرت ، با مایه گذاشتن از مال و وقت و چشم پوشی از استراحتی که گاه هلاک اش هستی ، پلی شده ای برای ارتباط ِ بویژه شعرای کرمانشاه با هنرمندان سایر نقاط . آنهم در هنگامه ای که اکثر کسان فقط سنگِ خود را به سینه می زنند .
تازگی ها هم که با انتشار یادنامه ی شاعر بزرگِ از دست رفته ، مرحوم ، احمد حیدر بیگی ، کاری کرده ای کارستان . یاد نامه ای مجلد ، با بیش از صد صفحه مطالب ِ به دقت انتخاب شده ، ارزشمند ، تازه ؛ در قد و قواره ای دلنشین ، ماندگار.
اگرچه پیشکسوت گرانقدر ، استاد فریبرز ابراهیمپور ، در سال های شصت وهشت ، شصت ونه _ سال دقیق اش را خاطرم نیست – ویژه نامه ی شاعر خوب ( جلیل قریشی زاده – وفا ) را نزدیک به پنجاه – شصت صفحه ، با قطع مجلات ، منتشر کرد ( برای هفته نامه ی صفیر غرب ، اگر اشتباه نکنم ) که بسیار بجا بود و ارزشمند ؛ اما آنچه تو ارایه داده ای رنگ و بوی دیگری دارد انصافاً.
البته در این میان ، آزاده مرد ِ فرهنگ دوست ، فریدون معتمدیان ، مدیر مسئول روزنامه ی بیستون را نادیده نباید گذاشت که الحق اگر ایشان چه از لحاظ کمک های مالی و چه ازنظر هموار کردن راه ، همت نمی گماشت ، بی گمان سختی های بیشتری را باید متحمل می شدی .
در پایان ، ضمن تبریک برای آثار ارزشمندی که ارایه داده ای و سپاس از کوششی که دراین راه انجام می دهی ، دست تو و دست جناب معتمدیان را به گرمی می فشارم .
پیروز باشید .
اسماعیل زرعی – 28 آبان ماه 1387

