نیلوفر های کبود
....داستانهای اسماعیل زرعی....
جمعه بیست و هفتم دی 1387
باید
( باید )
برای : عصمتِ سرخ ِ پَرپَر،
گلغنچه های ناشکفته
که قربانیان بی تقصر قتلگاهِ غزهاند
باید جهان خالی شود
تا آهی کشید
یا بر مرگِ سرخ برگی سبز
باید گریست ؟
باید
شیون برنعش ِ مستور زیر نقاب سنگ کرد
یا
با آهی از سینهای
به یکباره از جا جهید ؟
باید
ماند وماند
تا جهان ویران شود
یا
دیوار ِ خانهی ویرانهای را
از نوچید ؟
باژگونه است سیر طبیعت انگار
فریاد باید زد
سرشار از بغض
باید گریست
دست به دامن هر رهگذر باید شدن
هرکه را دید
به هرکس که رسید
باید گفت :
در جهان
دیگر
گویا نشانی از جوانمردی نیست !
اسماعیل زرعی
نوشته شده توسط اسماعیل زرعی
در 16:44 | لینک ثابت
•

