تبليغاتX
نیلوفر های کبود

جمعه نوزدهم تیر 1388

طنز

طنز

پرسش‌از ...، پاسخ‌ از...

 

خیلی خوش‌به حال‌مان شد وقتی دیدیم پدیده‌ای که مدت‌هاست غرب‌نشینان کشور دچارش هستند و ما هم درباره‌اش افاضاتی فرموده‌ایم ، عاقبت به تهران سرایت کرد و موجب شد مسئولین مملکت تکانی به تن مبارک بدهند تا شاهدان عینی یا کسانی که مثل ما از دور فقط خبر را می‌شنوند آن‌را به حساب تقلا ، تکاپو و چاره‌اندیشی برای مهارش بگذارند ؛ حتا اگر با تعارف و تشریفات هم‌راه باشد بنا به آن‌چه دیدیم و شنیدیم .

برای آن‌که به دیده‌هاوشنیده‌های ممنوعه متهم نشویم بدون فوت وقت عرض می‌کنیم : بینندگانی که روز گذشته – 18 تیرماه 1388- سعادت تماشای اخبار( بیست و سی ) شبکه ی  دو سیمای جمهوری اسلامی ایران را داشته‌اند در انتهای آن شاهد گفت و گوی یکی از   مجریان خبر  با مسئول ارشدِ اداره‌ی محیطِ زیست بودند که در آن نکاتِ مفرح وآموزنده‌‌ی زیادی  بود که درپی به‌صورت( مختصر و نقل به مفهوم البته ) برای عبرت خلایق بازگو خواهد شد.

مجری خبر که جوانی از لحاظ بر و رو پوست و استخوانی و از نظر خُلق و خو تند و تیز ، یا به گفته‌ی امروزی ها ( رنج کشیده و از جنس مردم )  به نظر می‌رسید ،  بعد از حال و احوال و چاق سلامتی پرسید : ساکنان مناطق غرب کشور گلایه دارند چرا تا وقتی   پدیده‌ی گرد و غبار به تهران نرسید کسی به فکر چاره نیفتاد؟

مسئول محترم به‌جای پاسخ صریح و روشن فرمودند:  ...اگرشما به مردم القا نکنید ....

 و از این طریق طبق روش بسیاری از سیاست‌مداران امروزی ضمن فرافکنی - یا به قول فرهنگِ کوچه و بازار خود را به کوچه‌ی علی چپ زدن-  هم پرسنده را به تحریک مردم متهم کردند وهم نشان دادند خودشان دیپلماتی امروزی هستند .

 ما هم امروزی بودن و دیپلمات بودن را به حضرت‌شان تبریک می‌گوییم و به نکته‌ی دوم می‌پردازیم که پرسیده شد : چرا در دو سه ساله‌ی اخیر اقدام نکرده‌اید ؟

پاسخ فرمودند : نمی‌توانستیم خودسر بلندشویم برویم ، باید منتظر دعوت می‌ماندیم !!

راست‌اش ما که بیننده‌ای بیش نیستیم از این همه حجب و حیا به‌وجدآمدیم ؛انگشت به دندان گزیدیم و به خودمان عرض کردیم : آفرین به حُسن انتخاب مقامات ارشد . بی‌خود نیست بین این‌همه ریش و سبیل از بناگوش دررفته ، خانم محترمه‌ای را برای تصدی این پُستِ حیاتی گماشته‌اند . این مسئول آن‌قدر کریم وبزرگ‌وارتشریف دارند که حتا اگر جان میلیون‌ها هم‌وطن‌اش هم در خطر باشد تا تعارف‌اش نکنند ، حاضر نیست قدم ازقدم بر‌دارد . بارک‌ا... صدبارک‌ا... به این‌همه معرفت !

در مجموع ، از فرمایش‌های ایشان دست‌گیرمان شد تا مسئولین عراقی نخواهند ، راه به‌جایی نخواهیم برد . بنابراین ما که همیشه از علم اشارت دورگرفته‌ایم نکند کژ فهمی به دنبال داشته باشد ، مصمم شدیم عربی‌مان را طوری تقویت کنیم که بتوانیم با بیانی روشن و آشکار عرب‌ها را به دل‌سوزی برای ایرانی‌ها ترغیب و تشویق کنیم ؛ اگرچه به علت کهولت سن و ضعف مزاجی ، راه دشوارودورمی‌نماید .

به امیدِ آن روز.

19 تیرماه 1388- کرمانشاه      

 

   

نوشته شده توسط اسماعیل زرعی در 10:49 |  لینک ثابت   •